مرگ در راه معشوق
-6:28 PM -هستی
حضرت داود در حال عبور از بیابانی مورچه ای را دید که مرتب کارش این بود که از تپه ای خاک بردارد و به جای دیگر بریزد .حضرت از خداوند خواست که راز این کار را برایش آشکار کند .مورچه به سخن آمدوگفت: معشوقی دارم که
لینک ثابت |
کسی را که به نام نمی شناختم آشکارا دیدمگفتم ای که تا دلم تو را دید تیر محبت شدپس تو انس من ، مهر من ،روان منودر عشق نتیجه و ذخیره’ جان منی
5/22/2009 - 6/21/2009
پذیرایی عصرانه
RSS
لوگوي دوستان